☫بِسْـــــمِالـلَّـهِالرَّحْـمَنِالرَّحِیـــــمِ☫
آه آه اگر وقتی بیدار شویم که کاروان رفتند و خبردار شویم که این نبود که ما می پنداشتیم و بدان دلخوش بودیم !
همه می روند و نمی دانند که با خود چه می برند. خنک آنکه دفتر هستی اش را بگشود و از روزنامه ی کارهایش آگاه شد. و چون هرکسی کشته ی چند ساله ی زندگی اش هست ، دل مردگان از مرگ هراس دارند و از کشتزار خود بیزارند، و زنده دلان از کشت خود سپاس گزارند و به پروردگار خود امیدوار.
اندیشه ی شب جان را نیرو و پرتو می دهد و نماز شب به مینو کشاند.
در بندگی باید نیک استوار و پایدار بود تا همه ی کارها و گفتار ها جز نیایش و ستایش دادار نبود که بی رنج گنج به دست نیاید.
راه ، نیک هموار است و کار سخت دشوار. شیرمردان خوش تن به کار در دهند تا دشوارشان آسان گردد و کم کم سزاوار آستان دلستان گردند.
هرکه جان به جانانه سپرد گوی نیک بختی را ببرد ، وگرنه چند روزی چون دیگر جانوران بخورد و بمرد.
خواب ، خوراک ، کار و زندگی را اندازه است که در کم آن ، بیم تباهی است و در افزون آن ، ترس رسوایی. شکم تهی ، رهزن شود چنانکه آکنده ی آن ، که سیر ، گرسنه ی دیدار نمی شود و سیراب تشنه ی دلدار نگردد. میانه روی مایه ی بلندپایگی ، ارجمندی و نیک بختی است.
آنچه را که داور خرد دستور داد به جا آر و پاسخ درست برای پرسش خدایت فراهم کن.
تنها از آفریدگارت شرم بدار نه از آفریده هایش.بگذار تا دیگران از تو رنگ بگیرند نه تو از آنان.
عـــــلامه ذوالفنـــون#حســـن_زاده_آمــلی
📚متن دروس و شرح دستورالعملهای عرفانی و اخلاقیِ سیر و سلوک علامه ذوالفنون

