تطهیر شبانه مردم کرمانشاه
حضور کاروانهای مردمی در چهارراه اجاق به سمت مصدق، پنجاه و دومین شب ایستادگی و عشق به ولایت را عطرآگین کرد.
خیابانهای کرمانشاه، بهویژه مسیر چهارراه اجاق به سمت مصدق، در پنجاه و دومین شب از حضور مردمی، شاهد تجلی اقتدار و ایستادگی در راه عشق به ولایت بود و این اجتماع، فضای شهر را عطرآگین از عطر انقلاب کرد.

شب، پردهی سیاهی بر شهر پهن کرده بود، اما در قلب کرمانشاه، جایی که خیابانهای چهارراه اجاق به سمت مصدق امتداد مییافتند، نوری دیگر در حال تابیدن بود؛ نور حضور مردمی که با عشق به انقلاب و وفاداری به آرمانهایش، در پنجاه و دومین شب از سلسله «ایستادگی و عشق به ولایت» گرد هم آمده بودند. این حضور، نه صرفاً یک تجمع، بلکه «تطهیر شبانهی» احساسات و ارادهها در بستری از اقتدار بود.

کاروانهای مردمی، همچون رودی خروشان، از گوشه و کنار شهر به این نقطه ختم میشدند. صدای گامهایشان، همهمه دلها و فریادهایشان، سرودی بود که در آسمان شب پیچیده و نویدبخش ادامهی راهی بود که از روزهای نخستین انقلاب آغاز شده بود. عطر حضور این عاشقان انقلاب، فضا را پر کرده بود؛ عطری که با بوی نان تازه گره خورده بود، با صدای پای کوبیدنها، و با ذکر صلواتهایی که از دل برمیآمد و برمیخاست.

هر خودرویی که در این مسیر حرکت میکرد، هر پرچمی که به اهتزاز درمیآمد، و هر دستی که برای ابراز ارادت بالا میرفت، نشانهای بود از پیوند ناگسستنی مردم این دیار با آرمانهای بلند انقلاب. گویی خیابانها، خود نیز از این حضور پرشور جان گرفته و با اقتدار مردم، گام برمیداشتند. «ایستادگی» کلمهای بود که در چشمان تکتک حاضرین موج میزد و «اقتدار» معنایی بود که در هماهنگی حضورشان متجلی میشد. این پنجاه و دومین شب، تنها یک شب دیگر نبود؛ بلکه اثباتی بود بر این که عشق به ولایت و آرمانهای انقلاب، در عمق جان مردم کرمانشاه ریشه دوانده و هر شب، این ریشهها را محکمتر و این درخت تنومند را استوارتر میسازد.

